دانلود و متن آهنگ جز وصل تو دل به هرچه بستم توبه علیرضا قربانی

اهنگ جز وصل تو علیرضا قربانی


دانلود و متن آهنگ جز وصل تو دل به هرچه بستم توبه علیرضا قربانی


متن اهنگ جزوصل تو علیرضا قربانی

بی ذکر تو هر جای نشستم توبه
در حضرت تو توبه شکستم توبه
زین توبه که صد بار شکستم توبه
شدم از عشق تو شیدا کجایی
به جان می‌جویمت جانا کجایی
همی پویم به بویت گرد عالم
همی جویم تو را هر جا کجایی
چو آنجا که تویی از جمله پنهان
ز که پرسم که داند تا کجایی
تو پیدایی ولیک از جمله پنهان
وگر پنهان نه‌ای پیدا کجایی
ز عشقت عالمی پر شور و غوغاست
چه دانم تا درین غوغا کجایی
فتاد اندر سرم سودای عشقت
شدم سرگشته زین سودا کجایی
دل سرگشته‌ی حیران ما را
نشانی ده رهی بنما کجایی
چو شیدای تو شد مسکین عراقی
نگویی کاخر ای شیدا کجایی

دانلود و متن اهنگ ره میخانه و مسجد کدام است محمدرضا شجریان

اهنگ ره میخانه و مسجد کدام است محمدرضا شجریان


دانلود و متن اهنگ ره میخانه و مسجد کدام است محمدرضا شجریان


متن اهنگ ره میخانه و مسجد محمدرضا شجریان

ره میخانه و مسجد کدام است
که هر دو بر من مِسکین حرام است
حرام است…
ره میخانه و مسجد کدام است
که هر دو بر من مِسکین حرام است
حرام است…
نه در مسجد گذارندم، که رِند است…
نه در میــخانه، کین خُمار خام است! خام است…!
وَرای مسجد و میخانه راهی است…
بجویید اِی عزیزان کین کدام است!
به میخانه امامی مست خفته است…
نمیدانم که آن بت را چه نام است؟؟ چه نام است
مــرا کعبه خرابات است امروز…
حریفــم قاضی و ساقی امام است
برو عطار، کـو خود میشناسد…
که سرور کیست!
سرگردان کدام است؟!
سرگردان کدام است

دانلود و متن اهنگ چند خوردی چرب و شیرین محمدرضا شجریان

اهنگ چند خوردی چرب و شیرین محمدرضا شجریان


دانلود و متن اهنگ چند خوردی چرب و شیرین محمدرضا شجریان

 



این دهان بستی دهانی باز شد

تا خورنده لقمه های دل راز شد

لب فروبند از طعام و از شراب

سوی خوان آسمانی کن شتاب…

گز تو این انبان ز نان خالی کنی

پر ز گوهرهای اجلالی کنی

طفل جان از شیر شیطان باز کن

بعد از آنش با ملک انباز کن

چند خوردی چرب و شیرین از طعام…

امتحان کن

چند روزی در صیام

چند شب ها خواب را گشتی اسیر

یک شبی بیدار شو دولت بگیر

دانلود و متن اهنگ مرا به هیچ بدادی محمدرضا شجریان

اهنگ مرا به هیچ بدادی محمدرضا شجریان


مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم



متن اهنگ مرا به هیچ بدادی محمدرضا شجریان

هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم

نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم

به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم

شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم

حکایتی ز دهانت به گوش جان من آمد

دگر نصیحت مردم حکایت است به گوشم

مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی

که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم

من رمیده دل آن به که در صباح نیایم

که گر ز پای درآیم به در برند به دوشم

بیا به صلح من امروز و در کنار من امشب

که دیده خواب نکرده است از انتظار تو دوشم

مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم

که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم

به زخم خورده حکایت کنم ز دست جراحت

که تندرست ملامت کند چو من بخروشم

مرا بگوی که سعدی طریق عشق رها کن

سخن چه فایده گفتن چو پند میننیوشم

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل

که گر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم